شکوفه گیلاس

شكوفه گيلاس

سلام .خب اين و واقعا آبان ماه 1390 نمينويسم اما تاريخ خاصيه تو وبلاگم روزهاي اول پاييز وبلاگ شكوفه گيلاس متولد شد

 

دست مرا بگیر که طوفان گرفته است

با من بمان که غربت من جان گرفته است

شالی برای سوز پریشانی ام بباف

این فصل سبز رنگ زمستان گرفته است

آواره نگاه تو مانده است سالها

این دل که راه کوه وبیابان گرفته است

یک عمر زیر سقف نگاه تو بوده ایم

امشب خبر رسید که باران گرفته است

باورمکن اگرچه ببینی به چشم خویش

دل -دوره گرد چشم تو- سامان گرفته است

این آسمان که تکیه به لبخند داده است

از ما ستاره های فراوان گرفته است

جاریست خون رگ رگ من در رگ غزل

این بودن من است که پایان گرفته است.

 

ایست

گاز گرفتن لپ ممنوع

فقط برای تماشا

( اين پست يكي از دوستان بود كه خيلي دوسش داشتم)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 16:15  توسط حکایت کن ازگونه هایی که خواب بودم وترشد  |